وقتی که خسته هستم و بی حوصله . وقتی که درمانده ام و بیچاره . وقتی که توانم نیست حتی نق بزنم از روزگار. می آیم در این دنیای مجازی تا دنبال واقعی ترین اجزائ زندگی بگردم. دنبال یک لحظه آرامش و امید به فردایی بهتر...
و اولین چیز روبرویم سرچ بار گوگل است که از تو می پرسد : چه می خواهی ؟
چه می خواهم؟ کلمه یی که جواب همه چیز باشد مثل قرصی که تمام احساس ها را با هم از بین می برد و می بردت به عابم بی خیالی . راحتت می کند از روزمرگی و تکرار درماندگی...
شاید مشروب و الکل ، شاید آرامبخش و مخدر به همین دلیل ساخته شده باشند. اما تاثیر آنها موقت است . من آنها را نمی خواهم . من دنبال کلمه ی جاودان می گردم. جاودان ، موثر و ماندگار... کلمه ای که به من دوام دهد . صبر دهد .اعتماد دهد . قدرت دهد. مهر دهد. امید دهد .....
اگر کسی آن کلمه را می داند به من بگوید .
هربار که مادرم مرا صدا می کند که چایی بخورم یادم می آید این کلمه که نه! این آدم نه! بلکه مهری که در او است همان چیزی است که خلق شده تا مرا آرام کند. بزرگ کند. زنده نگهدارد. امیدوار کند . جاودان کند....

