عجب نفس گیر بود. با تمام تلاشی که سازمان تربیت بدنی برای حذف نام پرسپولیس و جایگزینی آن با نام پیروزی کرده و می کند اما پرسپولیس قهران شد... هرچقدر به عادل گفتند: بگو پیروزی ،باز طفلک وقتی هیجان زده می شود فریاد می زند: عجب بازی می کنه این پرسپولیس! ...100000 نفر یک صدا... پرسپولیس قهرمان میشه ! ای ول! ای ول!
بازی قشنگ قشنگی نبود. اما واقعاً معلوم بود که سپاهانی ها از شوت کردن به دروازه پرسپولیس می ترسند و تیمی که بترسد بازنده است. سپاهان تا توانست دفاع کرد تا توانست محتاط بازی کرد تا توانست خطای لطیف! مرتکب شد اما نتوانست گل نخورد . جالب آنکه همه حتی داوران منتظر بودند پرسپولیس گل بزند تا بازی تمام شود. در پایان بازی هم هر چقدر کارگردان تلویزیون سعی کرد بعضی چیزها را نشان ندهد. فردوسی پور نتوانست نگوید.. ....فردوسی پور در هر زمینه ی دیگری می کرد یا مثل انبوه در خانه مانده ها لال می شد . یا عاقبتی مثل فرزاد حسنی پیدا می کرد....( جزای دهن لقی!! تبعید به سرزمین خودپرستی مثل نارسیس.) واقعاً عادل استعداد عجیبی در آتش افروزی هم دارد. همین که می بیند همه حواسشان به بازی پرسپولیس و سپاهان هست و استقلالی ها نیامدند که از سپاهان حمایت کنند ، سعی می کند استقلالی ها را تحریک کند.« 13 رتبه ام لیگ برتر ! سااااابقه ندارررررره؟»
من در تمام طول بازی که به لباس داورنگاه می کردم بیشتر به هوش مندی مدیریت دستمال کاغذی به گل پی می بردم . عجب جایی برای تبلیغ، عجب بازیی . بالاخره بازنده ای هست. اشکی هست .
همیشه بین دو نیمه فوتبال را به دستشویی اختصاص می دهم . چون درست بعد از پایان نیمه اول زمان برای تبلیغ اندیشه های مسلمان نما های بی اسلام می رسد و بعد تبلیغ لوازمات نه چندان ضروری ولی خیلی گران ! به فروش می رسد و من ترجیح می دهم این زمان در دستشویی باشم که مزخرف نبینم . حتی اگر آهنگ سربداران و صدای روح نواز محمد نوری روی آن بگذارند . با نمایش هزاران جوان پرپر تحریک احساسات کنند به نفع تمساح های کوسه نما ی ، شغال صفت گرگ منش.
من از ماندن دو تیم هم استانی در لیگ برتر بیشتر لذت بردم . پگاه شهر باران و ملوان بندر انزلی. شما نمی دانید اما من می دانم در گیلان زندگی و کار چقدر سخت است. هیچ بوجه و امکاناتی نیست. هرچه هم هست برای احمق هایی است که در صدرند و نمی دانند پول و سرمایه چه هست و چه نیست . فقط فکر می کنند باید هر دولت مردی به گیلان آمد باید به او ماهی سفید و خاویار هدیه کرد و برنج هاشمی به او پیشکش کرد .( حالا بماند که چه حرامی ها با آن نوش جان نمی کنند! که به لطف آستارا و بندر انزلی در گیلان کم نیست) پس ماندن پگاه و ملوان برای من دلپذیرتر از برد پرسپولیس بود شاید سال دیگر....؟


.jpg)
